یه کاری کن اجابت شه

اگه مثل من تنها تو این شب ها رو سر کردی
تمام لحظه های من تو رویای تو سر می شه
هنوزم با خیال تو شبای من سحر می شه
بیا برگرد تا چشمات حریم عشقمون باشه
بذار این بغض بی وقفه تو آغوش خودت واشه
اگه دیروز برگرده تو بازم رد شی از پیشم
به چشمات خیره می مونم دوباره عاشقت می شم
نباشی من نمی تونم به اوج قصه برگردم
منی که پا به پای شب سکوت و زندگی کردم
نذار احساس دلتنگی واسم مثل یه عادت شه
دعا کردم که برگردی یه کاری کن اجابت شه
اجازه هست؟
رو پشت بوم خونه ها اسمت و فریاد بزنم
اجازه هست ؟که هر نفس ترانه بارونت کنم
ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم
اجازه هست؟که خنده هات قلبم و از جا بکنه
بهت بگم : عاشقتم،دوست دارم یه عالمه
اجازه هست؟نگاهت و تو خاطرم قاب بگیرم
چشمی که بد خواهمونه،به خاطرت خواب بکنم
اجازه؟ فریاد بزنم،تو قلبمی تا به ابد
بدون اگه رسوا بشم،به خاطرت خوبه ،نه بد
اجازه هست؟ دریا باشم ،کویر و پیمونه کنم
تو صدف دلم بشی،من تو دلت خونه کنم
اشکای چشمام و ببین
وقتی می شی نیاز من اگه نباشی پیش من
اشکای چشمام و ببین که می ریزه به پای تو
بازم که بی قرارم و دلواپس نگاه تو تموم هستی منی بمون همیشه پیش من
اگه شدم عاشق تو نذار که بی تاب بمونم
لالایی شبام تویی نذار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی
دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود
واژه ها رو ولش کنیم عشقم و از چشام بخون
زندگی
زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند
زندگی شیرین است ، مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی رویاست ، مثل رویای یک کودک ناز
زندگی زیباست ، مثل زیبایی یک غنچه ی ناز
زندگی تک تک این ساعتهاست
زندگی چرخش این عقربه هاست
زندگی راز دل مادر من ، زندگی پینه ی دست پدر است
زندگی مثل زمان در گذر است
زندگی آب روانی است ، روان می گذرد
آن چه تقدیر من و توست ، همان می گذرد .
در رواق گلها
خانه ای ساخته ایم
سایبانش همه عشق
وحصارش همه تکرار صفا
روی دیوار صفا پنجره ای ست
روزنی سوی بهشت
و بدان جا که نسیم خنکی می آید
داخل باغ بهشت تپه ای چشم آراست
روی آن دامن گلها زیباست
باد می رقصاند
بید مجنون را باز
گیسوی بید به دستان نسیم افتاده است
باز هم می خندد
موج در پشت سکوت
به نشان غم ، هنگام غروب
چشم ها خیره به هم
دستها محو دعا
در رواق گلها ، آسمان ابری نیست
قلب ها آیینه ی عشق و صفا
همسفر با ما باش
تا که همسایه ی این خانه شوی
می شه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم

می شه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم
می شه ببندی بالم و آخه شکسته بالم
می فهمی چی می گم بهت می بینی خستگیم و
می شه بذارم پیش تو چند روزی زندگیم و
می شه بشینی پیشم و ی شعر برام بخونی
امشب یکم تنها شدم می شه پیشم بمونی
انگار ی بغضی تو گلوم داره شکسته می شه
اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته می شه
می شه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم
می شه ببندی بالم و آخه شکسته بالم
گفتی که به احترام دل،باران باش
گفتی که به احترام دل، باران باش
باران شدم وبه روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو ،دلی روشن کن
من همچو گل ستاره ها تابیدم
گفتی که برای باغ دل،پیچک باش
بر یاسمن نگاه تو پیچیدم
گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و تو را به ساحل دیدم
گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم وبا ترنمت روییدم
گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه ی بی وفائیت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافی ست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
دلکی دارم زیبا
دلكي دارم زيبا
كه به هر فاصله اي از تو بهانه
مي گيرد،
مي نشيند لب ايوان غروب
گل شب را به نوازش مي گيرد،
كه مبادا از سر تنهايي پژمرده
شود.
سبدي مي خواهد،
پرشده از ديده ي تو
كه از آن عطر به هم پيوستن
برخيزد.
به صدایی مي خواهد برسد
كه گلويش ني چوبين شكايت
باشد.
دل من
دل من از هر كاهي، كوهي مي سازد
بوته را گاهي، باغچه اي مي بيند
سرشار از زيبايي!
گل مهتابي را پنجره اي مي بيند
خاموش!
آه اگر دستم را، حلقه
در گردن محبوب خدا مي كردم
يا كه دستم را با دستش در يك
چشمه مي شستم.
بروم
بروم
فصل پائيز دلم را به تماشا
مي خواند .
لالایی شبام تویی

وقتی می شی نیاز من، اگه نباشی پیش من
اشکای چشمام و ببین که می ریزه به پای تو
بازم که بی قرارم و دلواپس نگاه تو
تموم هستی منی، بمون همیشه پیش من
اگه شدم عاشق تو ،نذار که بی تاب بمونم
لالایی شبام تویی نذار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر می خونم، شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت میخوام همیشه عاشق بمونی
دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود
واژه ها را ولش کنیم عشقم و از چشام بخون





